پاسخ عملي دولت به بدعهدي آمريکا چيست؟

يک تز غلط از اول انقلاب در مورد شناخت ماهيت آمريکايي ها وجود داشت و ‌آن، اين بود که مي گفتند در هيئت حاکمه آمريکا يکدستي در مخالفت با انقلاب اسلامي وجود ندارد. اگر ديپلمات باشيم با ديپلماسي مي توانيم بين تصميم سازان و تصميم گيران آمريکايي شکاف ايجاد کنيم و از طريق اين شکاف منافع و مصالح ملي را هم پاسداري کنيم.

طرفداران اين تز بنا را گذاشتند بر نفوذ و «لابي»، غير از گفتگوهاي رسمي، گفتگوهاي غير رسمي را سامان دادند تا حدودي هم پيش رفتند. اساس اين تز روي اعتماد به آمريکايي ها و ناديده  گرفتن فريب و نيرنگ و از همه مهم تر، خصومت بي حد و حصر واشنگتن نشينان بود.

خبر تصويب مجدد تحريم هاي ۱۰ ساله توسط مجلس نمايندگان و سناي آمريکا از اين باب که نقض مسلم برجام است مهم نيست. چون هر کسي که دو سطر تاريخ مناسبات ايران و آمريکا را طي ۵۰ سال گذشته فقط مرور کرده باشد به راحتي مي تواند اين نامردي و بدعهدي و نقض پيمان را پيش بيني کند . آنچه مهم است اين است که رأي قاطع کنگره آمريکا عليه ملت ايران مبتني بر يک اجماع است.

آمريکايي ها در تصميم گيری هاي خود عليه ملت ايران در سطح سنا و مجلس نمايندگان هميشه جانب احتياط را رعايت مي کردند و مخالف و موافق تصميمات آنها مشخص بود و هيچ تصميمي را در حد اجماع اعلام نمي کردند. 

ديروز رئيس مجلس به اين مسئله مهم اشاره کرد و اوباما را بي شرافت خواند و گفت: «در حالي که نيمي از اعضاي  کنگره از حزب دموکرات هستند  حتي يک نفر از اين نمايندگان  نيز در مخالفت با  تمديد  اين تحريم راي نداد و اين نشان از توافق کل سيستم حکومت آمريکا با تمديد تحريم هاست. اين روند نشان از بي اعتباري رئيس جمهور فعلي آمريکاست. چه طور در هنگام امضاي توافقنامه هسته اي رئيس جمهور و اعضاي حزب  دموکرات در سنا موفق شدند مانع از اجماع جمهوري خواهان شوند ولي در اين مرحله حتي يک نفر از دموکرات ها شأني براي رئيس جمهور فعلي قائل نشد؟»

امروز بايد اين سوال کليدي مطرح شود که چه شده است در شرايطي که دولت ايران بنا را بر گفتگو و مذاکره و تفاهم گذاشته و بيش از دوسال با آمريکايي ها زير خيمه ۱+۵ مذاکره کرده و اين مذاکرات را در مرئي و منظر جهانيان قرار داده است، چرا آنها به اجماع رسيدند و حرف آخر را به ما زدند؟!

درک خود همين حرف آخر هم يک مقدار هوشمندي سياسي مي خواهد. آمريکايي ها قبلا فشارهاي خود را روي اين موج تنظيم مي  کردند که مي خواهند رفتار ايران را تغيير دهند . اکنون صريحا مي گويند که مي خواهند "رژيم ايران را تغيير دهند"!

هر کس که سواد خواندن و نوشتن داشته باشد و متن برجام را بخواند، مي داند که تحريم هاي ۱۰ ساله نقض متن مقدمه برجام و مواد ۲۱ و ۲۴ و ۲۶ آن است.

در بند (ه) مقدمه برجام صريحا آمده است: برجام موجب لغو جامع کليه تحريم هاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد و همچنين تحريم هاي چند جانبه و ملي مرتبط با برنامه هسته اي ايران مي شود. در بند ۲۱ برجام مشخصا آمده است: «آمريکا اعمال تحريم هاي مشخص شده در پيوست ۲ و ۵ را متوقف مي سازد و به اين توقف ادامه مي دهد.» ماده ۲۴ برجام مي گويد: آمريکايي ها به همراه اتحاديه اروپا فهرست کامل و جامعي از تحريم ها را مشخص مي کند و آنها را لغو مي نمايد. و از همه مهمتر آمريکايي ها در ماده ۲۶ برجام متعهد مي شوند از تحميل مجدد تحريم ها خودداري کنند.

وضع تحريم هاي ۱۰ ساله و تحريم هايي که از زمان اجراي برجام، آمريکايي ها به بهانه هاي مختلف وضع کرده اند نشان مي دهد که آنها از همان روز اول برجام را پاره کرده اند. منتها برخي ديپلماتهاي مؤدب ايراني که دلشان به لابي آمريکايي خوش است نمي خواهند به روي خود بياورند چنين اتفاقي افتاده است.

در تمام دوران خصومت آمريکايي ها با ايران چه در دوران نبرد گرم و سخت جنگ تحميلي و چه در دوران نبرد سرد و نرم در سال های ۷۸ و ۸۸ که پولهاي ما در ‌آمريکا بلوکه بود، آنها جرأت نمي کردند به آن چپ نگاه کنند . اما با امضاي برجام و ادامه خصومت ورزی آمریکا، ناکارآمدي لابي ايران در واشنگتن مشخص شد. آنها ۲ ميليارد دلار از پولهاي بي زبان ملت را مصادره کردند و در روز روشن در جلوي نگاه جهانيان به يک راهزني و دزدي ‌آشکار دست زدند. اما ديپلماتهاي مؤدب ما حاضر نشدند اين خصومت ورزي را در اندازه آن پاسخ دهند.

چرا رئيس جمهور ما در مناسبات خود با آمريکا برخلاف خشم و نفرت مردم از اين خصومت ورزي ها، ادب و نزاکت ديپلماتيک را حفظ کرده و حاضر نيست نصف آن بي مهري ها و بدزباني هايي را که به منتقدين در داخل مي کند، به رئيس جمهور آمريکا و دستگاه هيئت حاکمه آمريکا بگويد!

آقاي ظريف در پاسخ به خصومت ورزي کنگره آمريکا  اخيرا در واکنشي بي رمق در سفر هند در جمع نخبگان سياسي اين کشور گفته است: "بزرگ کردن دوباره آمريکا اشتباه است زيرا دوران سلطه گري به پايان رسيده است"!

اين حرف درستي است، حرف امام (ره) از سال ۴۲ تا ۵۷ و از ۵۷ تا خرداد ۶۸ که به ملکوت اعلي پيوست اين بود که آمريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند و ملت هم اين را باور کرد و مردانه پاي اين سخن ايستاد و دماغ آمريکايي ها را در ايران و منطقه به خاک ماليد و نوچه آنها يعني صهيونيست ها را زير ضربات مرگ آور جنگ ۳۳ روزه ، ۵۵ روزه و ۸ روزه به غلط کردم انداخت!

جناب آقاي ظريف! شما بوديد که در ماههاي اول وزارت خود رفتيد به دانشکده ادبيات تهران، مدعي شديد آ‌مريکايي ها تجهيزاتي دارند که ظرف ۵ دقيقه مي توانند تمام توان دفاعي و نظامي ما را نابود کنند! اين توان دفاعي و نظامي آمريکا کجاست که در برابر چند پاسدار، سرنشينان قايق هاي تندرو در خليج فارس زانو مي زنند و به گريه مي افتند و شلوارشان را خيس مي کنند؟!حالا امروز مي گوييد بزرگ کردن دوباره آمريکا اشتباه است.!

 جناب آقاي ظريف! شما در واکنش نسبت به مصوبه کنگره آمريکا مي گوييد "در صورتي که به امضاي او باما هم برسد اثر اجرايي ندارد." مفهوم اين سخن اين است که يک مشت منگل سياسي در کنگره آمريکا متشکل از هر دو حزب جمهوري خواه و دموکرات زير بار ننگ نقض يک پيمان بين المللي رفته اند که اصلا اثر اجرايي ندارد. واقعا اين حرف درست است؟

اگر واقعا اين مصوبات اثر اجرايي ندارد، چرا با آمريکايي ها وارد مذاکره شديد و از جيب ملت ميلياردها دلار خسارت پرداختيد وروی دستاوردهاي علمي دانشمندان ايراني را که به قيمت خون آنها تمام شد، بتن ريختيد؟ و از همه مهمتر اين قدر عجله براي رسيدن به توافق و انجام تعهدات يکسويه ايران داشتيد؟!

اگر اين مصوبات اثر اجرايي دارد، فکري بکنيد. ملت همان ملت است ومحکم ايستاده است .

وقت آن است که ادبيات گفتماني رئيس جمهور نسبت به آمريکا تغيير کند. وقت آن است که ادبيات سياسي رئيس ديپلماسي کشور نسبت به دشمن ترين دشمنان اسلام و قرآن و ايران تغيير کند. اين تغيير بايد از اينجا شروع شود که به آمريکا اخم و به دوستان و منتقدان مشفق در داخل لبخند بزنيد. وقت ‌آن است که خصومت بي پايان آمريکايي ها نسبت به ملت ايران توسط دستگاه ديپلماسي کشور درک و متناسب با آن موضع عزت اتخاذ شود.

ديروز رئيس جمهور محترم هنگام تقديم لايحه بودجه سال ۹۶ حرف هاي خوب و اميدوار کننده اي زدند و در واکنش نسبت به بدعهدي آمريکا گفتند: «تمديد تحريم ها را نقض فاحش برجام مي دانيم و پاسخ قاطع خواهيم داد.» ايشان تأکيد کردند: «با هر گونه بدعهدي در اجراي برجام، قاطعانه عمل مي کنيم.»

اين مواضع، دلگرم کننده است و به اجماع ملي عليه آمريکايي ها در داخل کمک مي کند. مردم سؤال مي کنند؛ پاسخ قاطع دولت چيست؟ ما پاي آن ايستاده ايم، دولت هم بايد شجاعانه پاي آن بايستد و از هيچ تهديدي نهراسد.