نویسنده‌ای که تخیلاتش رنگ واقعیت به خود گرفت

«میشل استروگف»نویسنده: ژول ورنترجمه محمدرضا پارسایارناشر: هرمس، چاپ دوم ۱۳۹۴ ۴۸۴ صفحه، ۸۰۰۰ تومانشما می‌توانید کتاب «میشل استروگف» را تا یک هفته پس از معرفی با ۱۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی شهر کتاب آنلاین خرید کنید.****شک ندارم اگر ژول ورن «ماشین زمان» داشت و سری به سالهای پایانی قرن بیستم می‌زد، حسابی کیفور می شد؛ از دیدن اینکه کلی از تخیلاتش که جلوه‌ای جذاب و اسرارآمیز به آثارش داده بودند، حالا به واقعیت هایی متداول بدل شده اند که می تواند آنها را به طور مستقیم تجربه کرد، لذت بسیار می برد.ژول ورن در ۱۸۵۰ به دنیا آمد و در ۱۹۰۵ در گذشت، عمری طولانی نداشت، اما برخلاف خود او آثارش از عمری طولانی برخوردار شدند. ژول ورن در زمره  نویسندگان بود که فرزند راستین زمانه خود محسوب می شوند. او نویسنده دورانی بود که جهان به شکلی شتابان مراحل پیشرفت و صنعتی شدن را می پیمود. جوانی او مصادف بود با عصر اختراعات که زندگی مردم را در ابعاد مختلف متحول می کردند. چهره های مستعد بسیاری به ایده های خود در قالب اختراعاتی ریز و درشت جامعه عمل پوشاندند؛ اما ژول ورن، صنعت‌مرد نبود بلکه نویسنده ای برخوردار از تخیلی مستعد و بارور بودکه ایده های جذابی ارائه می کرد که بعدها در اشکالی کم و بیش مشابه توسط دیگران شکل واقعیت به خود گرفتند. از سفر به ماه بگیر، تا رفتن به اعماق زمین یا زندگی کردن در زیردریایی زیر آب و… در جهانی که مردم تشنه  دانستن، پیشرفت و اختراعات تازه بودند،  آثارنویسنده ای همانند ژول ورن خواهان بسیار داشت؛ بنابراین آثارش، چه در قالب پاورقی های مطبوعاتی و چه در قالب رمان، مرزهای کشورش، اروپا و سپس جهان را در نوردیدند.اگرچه بخش عمده ای از جذابیت آثار ژول ورن مبتنی بر همین نکات عملی و تخیلی و حادثه پردازی هایی مزتبط به آنها بود که برای انسان قرن نوزدهمی کنجکاوی برانگیز و مجذوب کننده محسوب می شدند؛ اما این به معنای تهی بودن آنها از ارزش ادبی و روایی نبود. اگر جذابیت آثار ژول ورن تنها  حاصل رمز و راز کشف نشده علوم آن روزگار بود، امروز که این مسائل به امری معمولی و پیش پا افتاده بدل شده اند، باید شاهد مرگ آثار ژول ورن می شدیم. اما حقیقت این است که نه تنها اینگونه نشده، بلکه هنوز هم برخی از آثار او جزو پرفروش ترین کتابهای سال در فرانسه و برخی دیگر از کشورها هستند. رمان میشل استروگف یکی از همین آثار ژول ورن  است. برخورداری از این شرایط نشان می دهد که راز جذابیت این آثار تا اندازه زیادی ریشه در جنبه های علمی و تخیلی این نویسنده و همچنین ارائه روایت هایی حادثه پردازانه در جغرافیاهایی ناشناخته و کنجکاوی برانگیز برای انسان قرن نوزدهمی و … بوده است، اما این آثار از جنبه های ادبی و همچنین قواعد رمان نویسی نیز بهره‌مند بوده اند، از این روست که امروزه جزو آثار کلاسیک محبوب هنوز هم طرفداران خود را دارند.میشل استروگف به عنوان یکی از نمونه های شاخص آثار ژول ورن که امروز اثری معروف کلاسیک شده است؛ بافتی حادثه پردازانه و جذاب دارد. الگوی روایت مبتنی بر حرکت داستانی در لایه های بیرونی اثر است. همانند اغلب آثار کلاسیک در این رمان نیز تغییر نظم حاکم بر زندگی شخصیت ها و ایجاد یک هدف تازه (در اینجا با اعطای یک ماموریت به میشل استروگف از سوی تزار ) نقطه عزیمت پرکششی برای داستان می شود. درگیری میان خیر و شر، عامل ایجاد تقابل در داستان و نیروی محرکه آن برای پیش بردن روایت است که در اینجا دو قطبی میشل استروگف و ایوان اوگارف (افسر سابق گارد امپراتور) نماد آن هستند. برخورداری از شخصیت‌های گوناگون و متنوع که به شکلی پذیرفتی در طول داستان پرورش می یابند و در رأس آنها میشل استروگف  که واجد صفات جذاب و قهرمانی ست. افزون براین اثر حاضر دارای خیل قابل توجهی از خرده روایت‌هاست که در طول رمان لحظه ای خواننده را آرام نمی گذارند؛ همگی از جمله ویژگی های موثر در جذابیت و ماندگاری میشل استروگف نزد علاقمندان رمان  است. برخورداری از این خرده روایت ها تا حد زیادی ناشی از نوع انتشار این رمان به عنوان یک پاورقی بوده است. در واقع ژول ورن ناچار بوده که برای حفظ مخاطبان داستان، در هر بخش ماجرایی بگنجاند که خواننده را تا انتشار بخش بعدی منتظر نگه دارد، استفاده از این تمهید که اقتضای پاورقی نویسی بوده میشل استروگف را به اثری برخوردار از خرده روایت های جذاب بدل کرده است که نه تنها به مذاق علاقمندان رمانهای سرگرم کننده خوش می آید بلکه آن را به اثری بسیار مناسب برای اقتباس سینمایی بدل می سازد. اصولا آثار ژول ورن به دلیل برخورداری از بافتی حادثه محور و پرکشش، از سوی سازندگان فیلمها و سریالهای تلویزیونی با اقبال جهت اقتباس روبه‌رو شده اند.داستان میشل استروگف از رخ‌دادهای مبتنی بر تاریخ مایه گرفته و در اقلیمی متفاوت از زادگاه ژول ورن (در روسیه) روی می دهد. این مهم حکایت از آن دارد که ژول ورن تنها از تخیل قوی خود بهره نگرفته است. بلکه از اطلاعات تاریخی و جغرافیایی زیادی هم برخوردار بوده که از آن برای غنی کردن داستانهایش از آنها استفاده کرده است. میشل استروگف از پاره ای جنبه ها اثری ویژه در کارنامه ژول ورن محسوب می شود. اگرچه او را همواره به عنوان نویسنده آثار علمی و تخیلی حادثه محور می شناختند، اما ژول ورن در این رمان خود تلاش زیادی در خلق فضایی واقعی و پذیرفتنی انجام داده است. روایت است که او با وجود برخورداری اطلاعات وسیع درباره روسیه و جغرافیای تاریخی آن، برای اطمینان بیشتر یک نسخه  از کتاب را به ایوان تورگنیف که آن زمان در پاریس بود می سپارد تا مبادا اشتباهی از دستش در رفته باشد، جالب اینکه ژول ورن به همین منظور کتاب را برای سفیر روسیه در فرانسه نیز می فرستد که او نیز منطق مبتنی بر تاریخ را در رمان مورد تایید قرار می دهد.این رمان در ابتدا «پیک تزار» نام داشت اما بعد با نام میشل استروگف در سال ۱۸۷۶ منتشر شد. متاسفانه عدم درک درست از اهمیت ترجمه ادبی در سالهای دور (در ایران)، باعث شد بسیاری از آثار کلاسیک با ترجمه هایی ضعیف به بازار ارائه شوند. از قضا بسیاری از آثار ژول ورن هم تقریبا در همان ایام ترجمه شده اند، همچنین تصور اینکه مخاطبان این آثار فقط نوجوانان و جوانان هستند، باعث شده اغلب ترجمه های موجود از این آنها یا ضعیف یا براساس نسخه هایی مخدوش و خلاصه شده باشد. بنابراین برای روشن شدن کیفیت واقعی این آثار نزد مخاطب ایرانی، لزوم ارائه ترجمه های تازه، پاکیزه و مقبول از آنها واقعا احساس می شود. این اتفاقی است که با انتشار رمان میشل استروگف در نشر هرمس با ترجمه محمد رضا پارسایار افتاده است. پس از سالها طعم واقعی آثار ژول ورن را مخاطبان فارسی گنجانده است.البته نشر هرمس چاپ دوم و تازه کتاب را در مجموعه هرمس جیبی ارائه کرده است. مجموعه ای که در میان آثار جیبی ارائه شده توسط ناشران مختلف به لحاظ کتاب پردازی، ابعاد و نوع کاغد، هدفمند و فکر شده بوده است. به همین خاطر است که در شرایط کنونی که اغلب مخاطبان از قیمت بالای آن گلایه دارند، کتابی در حجم بیش از ۴۸۰ صفحه با قیمت هشت هزار تومان ارائه شده است. به این ترتیب کتابی با ترجمه خوب و کتاب پردازی قابل قبول، با این ملاحظات با قیمتی مناسب برای علاقمندان به بازار آمده است. نویسنده‌ای که تخیلاتش رنگ واقعیت به خود گرفت