«مظلومیت»،‌ قربانی چاپلوسی

معاون اول دولت یازدهم در نشست استانداران سراسر کشور که با هدف رفع موانع و چالش‌های پیش‌ روی مدیران عالی اجرایی در هر استان برگزار شده بود، در اظهاراتی تأمل‌برانگیز شخص دکتر حسن روحانی را مظلوم‌ترین رییس‌جمهور در تاریخ انقلاب نامید و گفت که حملات منتقدان به رییس‌جمهور حدوداً چهار سالی که از عمر دولت یازدهم می‌گذرد، به‌نوعی بی‌سابقه بوده است.فرهنگ ناپسند مظلوم‌نمایی، غلو و حتی در مواردی تملق و چاپلوسی، جزئی لاینفک از ادبیات سیاسی مدیران میانی و کلان درباره نخستین مقام اجرایی کشور با هر دلیل و برهان شده است.همواره نزدیکان رؤسای‌جمهور به اسم حمایت از دولت دست به اقداماتی می‌زنند که نمی‌توان واژه‌ای غیر از تملق آن را نامید. تملق و ستایش رؤسای‌جمهور موجب می‌شود که ضعف خود را فراموش کنند و از سوی دیگر، اقدامات اشتباهشان که مورد انتقاد دیگران بوده است در نظرشان پسندیده جلوه کند. تملق و چاپلوسی، گذشته از آنکه جلوی پاره‌ای از اصلاحات اخلاقی را می‌گیرد مسیر افراد کم‌ظرفیت و خودخواه را دگرگون می‌سازد و آنان را در نمایان کردن نقاط ضعف اخلاقی و تصمیمات غلط جسور می‌سازد.رهبر انقلاب نیز یکی از آفات مسوولان نظام جمهوری اسلامی را خطر چاپلوسان و متملقان دانسته و همواره مسوولان را از دل سپردن به چنین افرادی برحذر داشته‌اند: «به سخن نرم و دلنشین چاپلوسان هم دل نسپرید. اگر ما این را رعایت کنیم، به نظر من خیلی به سود ماست.» (دیدار با اعضای هیأت دولت ۱۷/۷/۸۴)هنوز آنقدر از پایان عمر دولت قبلی نگذشته است که تملق‌گویان رییس دولت نهم و دهم را فراموش کنیم. خانم فاطمه رجبی، همسر سخنگوی دولت پیشین، آقای محمود احمدی نژاد را معجزه هزاره سوم و قرن بیست و یکم به‌حساب آورده و خود آقای غلامحسین الهام نیز تعجیل در فرج حضرت ولی‌عصر (عج‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) را برای رجعت دوباره رییس‌جمهور آرزو می‌کرد. البته این پایان ماجرا نبود و آقای حمید بقایی که معاون اجرایی احمدی نژاد بود هم وی را کوروش زمانه می‌خواند. آقای رحیمی معاون اول وقت نیز در روزهای پایانی عمر دولت دهم این تملق شرم‌آور را به اوج رساند آنجا که گفت خداوند متعال احمدی نژاد را از دل چاه بیرون کشید تا به‌مانند حضرت یوسف(علیه‌السلام) در رأس امور قرار دهد.این سخنان غیرمعقول هم که به چاپلوسی‌های هدفمند مشمئزکننده شبیه‌تر بود تا غلوهای احساسی بی‌منظور، در زمانی صورت می‌گرفت که خبر از اختلاس‌های چند هزار میلیاردی تومانی برخی از مدیران اقتصادی با همکاری عده‌ای از کاسبان تحریم‌های ظالمانه غرب علیه مردم مظلوم ایران در کنار گرانی‌های افسارگسیخته، تیتر اصلی رسانه‌های منتقد دولت در داخل و خارج از کشور به‌حساب می‌آمد.در دولت اصلاحات نیز نمونه‌های این‌چنینی با رنگ و بوی دیگری هرچند با غلظت کمتر یافت می‌شود. وقتی که با حمایت همه‌جانبه مدیران فرهنگی به‌ویژه در وزارت ارشاد از حلقه کیان که امثال کدیور، سروش، گنجی، سازگارا و… را در خود جای داده بود، به مقدسات مردم مسلمان کشورمان در روزنامه‌هایی مانند سلام که پایه‌گذار فتنه ۷۸ بود توهین می‌شد، به‌جای برخورد قاطعانه با خاطیان حریم فرهنگ عمومی که کاملاً بی‌محابا اصل مترقی ولایت‌فقیه را نیز زیر سؤال می‌بردند، از سوی معاون اول وقت به‌دفعات در مقابل انتقادها به چنین رفتارهایی با هدف مظلوم‌نمائی مطرح می‌شد که گروه‌های فشار هر سه روز یک‌بار برای دولت و شخص رییس‌جمهور، بحران‌سازی می‌کنند. البته ریشه این تملق‌گویی به دهه ۷۰ برمی‌گردد، زمانی که افرادی که بعدها هسته کارگزاران سازندگی را تشکیل دادند، چاپلوسی از آقای هاشمی رفسنجانی را به‌تدریج در ملأعام آغاز و سعی کردند افتتاح طرح‌ها را با «دستان مبارک» سردار سازندگی متبرک سازند. تا جائیکه در نماز جمعه شاهد شعار ««مخالف هاشمی مخالف رهبری است، مخالف رهبری دشمن پیغمبر است» بودیم.این شعار در آن زمان به خاطر آن سر داده می‌شد که دولت سازندگی به نحوی غیرکارشناسانه دست به تعدیل اقتصادی زد که منجر به بیکاری شدید به‌ویژه در دستگاه‌های دولتی و افزایش چشمگیر قیمت کالاهای اساسی وقت شده بود آن هم در شرایطی که بسیاری از مردم ایران به‌ویژه در مناطق جنگی از سطح درآمدی پائین برخوردار بودند و حتی رییس‌جمهور‌ وقت در مصاحبه مطبوعاتی با خبرنگاران اعلام داشت، هر فردی که منتقد و مخالف با طرح تعدیل است یا پاسپورتش را بگیرد از ایران برود یا در صورت عدم تمکن مالی به جهت تحمل تورم ناشی از آزادسازی قیمت‌ها، از تهران خارج شده و ساکن سایر شهرستان‌ها در استان‌های دیگرشود.این رویه عجیب وقتی ترسناک جلوه می‌کند که دوباره به یاد می‌آوریم صحبت‌های مرحوم حجازی را در حسینه جماران خطاب به بت‌شکن تاریخ پس از غیبت کبری را، آنجا که داد زد بگو تو امام زمانی و امام روح‌الله (رحمه‌الله‌علیه) با اخم در جوابش فرمودند: بنشین سرجایت و نیز مخالفت صریح رهبر انقلاب در برابر کسانی که خواسته‌اند سخنان غلوآمیز درباره معظم له بر زبان جاری سازند. بنابراین با چنین مقایسه‌هایی باید هم یک سؤال اساسی در ذهن خطور کند که چرا مسوولان دولت‌ها، پی‌درپی با عناوین و شعارهای گوناگون به‌جای پرداختن به خدمت شبانه‌روزی برای مردمی که سخاوتمندانه برنامه‌های پیشنهادیشان را پذیرفته و کریمانه و بی‌هیچ چشم‌داشت به آنان رأی داده‌اند، دست به چنین فرافکنی‌هایی در راستای منحرف ساختن اذهان عمومی از نقاط ضعف سیاست‌های اجرایی به‌ویژه در حوزه‌های اقتصادی و فرار از پاسخ‌دهی شفاف و منطقی به منتقدان خود می‌زنند؟منبع:صبح نو