طالبان علیه داعش

محکومیت عملیات تروریستی اخیر در کابل از سوی سخنگوی طالبان، نشانه هراس و نگرانی این گروه از گسترش نفوذ داعش در افغانستان است. این مساله می تواند به نقطه اشتراکی میان دولت مرکزی و رهبران طالبان در جهت فرجام یابی گفت و گوهای صلح تبدیل شود.به گزارش ایرنا، پس از حمله های خونین تروریست های تکفیری در ترکیه، عراق و فرانسه، نوبت به مردم افغانستان رسید تا قربانی جنایات داعش شوند. در حمله روز شنبه دوم مردادماهِ سه تن اعضای داعش به جنبش اعتراضی موسوم به جنبش روشنایی، ۸۰ نفر کشته و بیش از ۲۳۰ تن دیگر زخمی شدند. البته قطار جنایات تروریستی در افغانستان باقی نماند و دیروز (یکشنبه سوم مردادماه) انفجاری انتحاری در «کاظمین» عراق، نزدیک به ۶۰ نفر کشته و زخمی برجای گذاشت.هر چند در وضعیت کنونی وقوع حمله های تروریستی را می توان به صورت روزانه از جانب تروریست های داعشی در سراسر جهان انتظار داشت اما فعال شدن این گروه در افغانستان برای برخی ناظران پرسش هایی را به دنبال می آورد. عملیات تروریستی کابل زمانی رخ داد که اعضای حرکت اعتراضی موسوم به «جنبش روشنایی» تلاش داشتند خیمه هایی را برای ادامه تحصن برپا کنند. تصمیم چند ماه پیش دولت کابل برای تغییر خط انتقال برق وارداتی ترکمنستان از «بامیان» به «سالنگ» زمینه ساز سلسله ای از اعتراض ها شد که در نهایت، شماری از اعضای جنبش قربانی عملیات تروریستی شدند.حمله به تجمع اعتراض آمیز جنبش روشنایی نشان می دهد که داعش توانسته است نفوذ خود در افغانستان را تقویت کند و به تهدیدی جدی علیه ثبات سیاسی و امنیت در افغانستان تبدیل شود.آن چه در بررسی عملیات داعش در کابل اهمیت می یابد، موضع گیری سخنگوی طالبان علیه تروریست ها بود. در این زمینه «ذبیح الله مجاهد» سخنگوی طالبان اندک زمانی پس از عملیات تروریستی کابل اعلام کرد که این گروه هیچ ارتباطی با انفجارها ندارد و آن را محکوم می کند. وی حتی به صراحت اعلام کرد که دشمنان افغانستان برای ایجاد تفرقه، تعصبات قومی و مذهبی میان مردم این کشور دست به چنین کاری می زنند.شواهد زیادی در مورد افزایش فعالیت های داعش در افغانستان وجود دارد و از زمانی که «ابومحمد العدنانی» سخنگوی این گروه خبر ایجاد ولایت خراسان را در افغانستان اعلام کرد و فیلم هایی از حضور اعضای داعش در افغانستان انتشار یافت، حضور داعش در افغانستان جدی تر نمایان شد.داعش به افغانستان به عنوان منطقه ای مهم و کانونی برای جذب نیروهای تازه از آسیای مرکزی و پاکستان می نگرد و شواهد نشان می دهد که این گروه در مناطق «فراح»، «هلمند»، «زابل»، «غزنین»، «فاریاب» و «قندوز» حضور ملموسی دارد.با وجود برخی تشابه های ایدئولوژیکی میان داعش و طالبان، حضور داعش در افغانستان از همان آغاز اعلام حضور این گروه با مخالفت طالبان مواجه شد. طالبان مدعی رهبری جریان های جهادی در افغانستان است و با توجه به پیشینه و ماهیت قومی و منطقه ای که دارد هرگونه حضور داعش در افغانستان را تهدیدی علیه نفوذ سنتی خود می داند.ترس طالبان از حضور داعش در افغانستان زمانی شکل جدی تری به خود گرفت که داعش توانست از شکاف های درون گروهی طالبان برای جذب برخی از اعضای این گروه استفاده کند. جذابیت های داعش برای برخی از اعضای افراطی طالبان که از رویکرد رهبران آن در زمینه صلح با دولت مرکزی ناراضی بودند موجب شد برخی از این افراد جذب ایدئولوژی افراطی داعش شوند.هرچند اقدام های سال های گذشته طالبان در مقابله با دولت افغانستان تاکنون صدها کشته و زخمی در پی داشته و این گروه با بمب گذاری و حمله ها انتحاری ناامنی های بسیاری را در افغانستان ایجاد کرده است، اما ترس از گسترش داعش در افغانستان، طالبان را به موضع گیری صریح علیه عملیات تروریستی داعش واداشته است.اگر به این مساله توجه داشته باشیم که شیعیان هزاره جمعیت اصلی معترضان جنبش روشنایی را تشکیل می دهند و طالبان از نظر ایدئولوژیکی دشمن سرسخت شیعیان به شمار می آید، محکوم کردن حمله انتحاری داعش از سوی طالبان بیشتر عمق هراس این گروه از حضور رقیب جدی را نشان می دهد.ساختار قومی افغانستان، بی ثباتی های سیاسی در این کشور و همسایگی آن با پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی ظرفیت های بسیاری را برای رشد فزاینده داعش در افغانستان ایجاد کرده است؛ رشدی که نه تنها تهدیدی علیه ثبات سیاسی و عامل گسترش ناامنی در افغانستان به شمار آید، بلکه تهدیدی علیه پایگاه طالبان در افغانستان است، افزون بر اینکه شیوه بسیار خشن داعش وحشت عمومی را در افغانستان پراکنده می سازد.از دید برخی ناظران، رهبران طالبان بر این واقعیت واقفند که تداوم بی ثباتی ها در افغانستان فضا را برای گسترش حضور داعش مهیاتر سازد و می تواند پایگاه های سنتی طالبان را در افغانستان از دست این گروه خارج کند.از این منظر، مقابله با داعش می تواند به نقطه مشترکی برای همکاری های دولت کابل و گروه طالبان تبدیل شود. در این پیوند، موفقیت گفت وگوهای صلح به شکل گریزگاهی برای رهایی افغانستان از رشد ناامنی و بی ثباتی های سیاسی به چشم می آید.