شاهد از غیب رسید

اظهارات فائزه هاشمی در یک محفل اپوزیسیون نظام مبنی بر «نفی حکومت دینی»، تعجب زیادی را برنینگیخت. چرا که وی چندی پیش با حضور در محفل بهائیان، میزان پایبندی خود به نظام و انقلاب و علاقه مندی به روسیاه ترین و منحط ترین مخالفان نظام و تشیع را بی پروا رونمایی کرد.نفی حکومت دینی توسط وی در جمعی که اغلب از فعالان فتنه سال ۸۸ بوده اند ابراز شده است. یکی از شعارهای کلیدی فتنه گران در آن سال این بود؛ «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است». اعلام رسمی مخالفت با حکومت دینی، یک اعتراف صریح به بی مهری وی به نظام اسلامی و خدمات پدرش در پویایی حکومت دینی است. این اعتراف نه در بازداشتگاه و بازجویی، بلکه در یک فضای آزاد ابراز شده است. بسیاری از کسانی که در فتنه ۸۸ حضور داشتند همین موضع را دارند اما بعد از شکست فتنه، جرأت ابراز آن را نداشته اند.فائزه هاشمی دلیل مخالفت خود با حکومت دینی را این طور بیان کرده است؛ «من معتقدم حکومت ها به دلیل اینکه خطاهایی را که دارند به پای دین می نویسند، به دین آسیب می زنند. به خاطر همین که دین آسیب نبیند و مردم حالت دین زدگی پیدا نکنند، حکومت دینی اگر نباشد بهتر است»!چه کسی گفته است خطای افراد در حکومت دینی به حساب دین گذاشته می شود؟ دین آمده است جلوی خطاها را بگیرد. چه طور خود خطا باید به حساب دین گذاشته شود؟ اگر این استدلال را خانم فائزه هاشمی بپذیرد، باید خطای خود و مهدی هاشمی را هم به حساب پدرش بنویسد. حال آنکه او و برادرش دو شخصیت حقیقی و مجزا از پدرش هستند و باید خودشان پاسخگوی اعمال خود باشند.پدر ایشان در قبل از انقلاب برای برپایی حکومت دینی، زندان رفته و شکنجه دیده است و بعد از انقلاب، تیغ ترور منافقین را در بدن خود حس کرده است. در کوران برپایی جمهوری اسلامی، زحمت ها کشیده است. الآن او رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، یکی از ارکان حکومت دینی در جمهوری اسلامی است. همچنین پدرش صاحب یک تفسیر قرآن است که بارها در آن در باب ضرورت حکومت دینی و اعتقاد به حکومت دینی احتجاج شده است. چه طور فائزه هاشمی یک بار به پدرش نگفته است که من با حکومت دینی مخالفم، تا او با استدلال، عقیده او را رد کند؟فائزه هاشمی به گواهی فیلم هایی که از فتنه ۸۸ موجود است، بارها در شورش های خیابانی ظاهر شده است. چرا او به پدرش نگفت که من به دلیل مخالفت با حکومت دینی و همراهی با شعار «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» با فتنه همراهی کردم، تا پدرش تکلیف خود را با او یکسره کند و بین او و حکومت دینی، یکی را انتخاب کند؟فائزه هاشمی اکنون عضو مرکزیت حزب کارگزاران است. این حزب باید تکلیف خود را با کسی که با «حکومت دینی» مخالف است مشخص کند. چون قرار است این حزب در صورت پیروزی در انتخابات، کارگزار «حکوت دینی» باشد نه حکومت بی دینی!پیش از این برخی از اعضای حزب کارگزاران اظهاراتی داشتند مبنی بر عدم اعتقاد به مبانی جمهوری اسلامی، اما هرگز به این صراحت، یک عضو مرکزیت آن نفی حکومت دینی را ابراز نکرده بود.به نظر می رسد، حزب کارگزاران و خانواده آقای هاشمی در مورد هزینه های اظهارات و اعمال فائزه و مهدی، باید یک ارزیابی داشته باشند. اگر فایده ای بر این هزینه مترتب نباشد – که نیست – در تبری از او تردید نکنند.منتقدین فائزه و مهدی، بارها مواردی مستند را در باره آنها مطرح کرده اند. اما اعلام مخالفت با حکومت دینی توسط فائزه در حقیقت یک شاهدی است که از غیب رسیده است. کسانی که هنوز از وی دفاع می کنند باید به نوعی این شاهد و شاهد قبلی (حضور در محفل بهائیان) را انکار کنند.نکته آخر اینکه پایه گذار حکومت دینی، رسول مکرم اسلام (ص) و ائمه هدی (ع) هستند و بنا به فرموده امام خمینی (ره) «ولایت فقیه، استمرار ولایت رسول الله (ص) است» و فلسفه ظهور و قیام حضرت حجت بن الحسن العسکری (عج) تشکیل حکومت دینی برای اقامه عدل در جهان است. اگر فائزه هاشمی با جمهوری اسلامی مشکل دارد، چرا حکومت دینی را مطلقاً نفی می کند؟ شاهد از غیب رسید