راهبرد جدید اصلاح‌طلبان در مقابل روحانی

 رسول منتجب نیا، قائم‌مقام حزب اعتماد ملی، در یادداشتی که برای روزنامه اعتماد ارسال داشته با انتقاد از اینکه در جریان انتخابات سال ۱۳۹۲ به سهم ویژه اصلاح‌طلبان در کابینه توجهی نشد، می‌نویسد: «در آن زمان به خاطر لزوم ارائه یک کاندیدا و سخت بودن راضی کردن آقای روحانی از انصراف، تصمیم گرفته شد تا آقای عارف انصراف دهد، بنابراین یک‌جانبه از آقای روحانی حمایت کردیم ولی متأسفانه برخی از اطرافیان دولت دچار توهم شده‌اند و خود را عامل پیروزی ایشان در سال ۹۲ می‌دانند.» وی در ادامه هم بیان می‌کند که این منصفانه نیست که کسی با حمایت همه‌جانبه گروهی رأی بیاورد و خود را نیز وامدار آنان نبیند. ظاهراً هرچه به نیمه دوم سال جاری نزدیک‌تر می‌شویم باید منتظر شنیدن چنین انتقادات و حتی شدیدتر از ناحیه اصلاح‌طلبان نسبت به عملکرد دولت تدبیر و امید و شخص ریاست محترم جمهور باشیم. البته به نظر نمی‌رسد که اصلاح‌طلبان به‌راستی پروژه عبور از روحانی را شروع کرده یا در آینده کلید بزنند زیرا انتخابات مجلس شورای اسلامی اخیر به‌خوبی ثابت کرد که غیر از مردم تهران و یکی دو کلان‌شهر تأثیرگذار دیگر که اکثریت آرای خود را به صندوق آنان ریختند، در بیشتر شهرستان‌ها و استان‌های دیگر، اصولگرایان از اکثریت قاطع برخوردار هستند و حتی می‌توان گفت که انتخابات درون مجلس شورای اسلامی برای تعیین ریاست مجلس از میان آقایان لاریجانی و عارف و پیروزی لاریجانی هم مصداق دیگری در اقلیت بودن اصلاح‌طلبان در شرایط فعلی است.هرچند که اصلاح‌طلبان چه قبل و چه پس از حوادث مربوط به فتنه ۸۸ مدعی داشتن رأی بیست میلیونی بوده‌اند و پیروزی اخیر لیست امید به لیدری آقای عارف در تهران را بر همین اساس تفسیر می‌کنند ولی واقعیت موجود این است که اصلاح‌طلبان به‌خوبی از ارزش برگ طلایی خود یعنی داشتن اکثریت آرا در تهران و چند کلان‌شهر دیگر در مواجهه روحانی با کاندیدای احتمالی اصولگرایان مطلع شده‌اند.برای درک این استدلال باید رجعتی دوباره به انتخابات سال ۹۲ کنیم. دکتر قالیباف، دکتر جلیلی، دکتر ولایتی و دکتر حداد عادل چهار نفر کاندیدا از اصول‌گرایان، دکتر عارف یک نفر کاندیدا از اصلاح‌طلبان، دکتر محسن رضایی کاندیدای مستقل و دکتر حسن روحانی نیز کاندیدای مستقل و البته مورد حمایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، ریاست مجمع تشخیص مصلحت بودند که پای به عرصه رقابت‌های انتخاباتی گذاشتند . از وقایع مربوط به میثاق‌نامه مشترک در راستای انصراف سه کاندیدایی که در نظرسنجی‌ها رأی کمتری را به دست بیاورند که عبور کنیم در پایان انتخابات نیز آقای روحانی فقط با اختلاف چند صد هزار رأی در دور نخست به پیروزی رسید وگرنه کار به دور دوم و رقابت روبه‌رو میان هر دو کاندیدا می‌کشید. نکته اصلی در یادداشت آقای منتجب‌نیا دقیقاً هم اینجاست اختلاف چند صد هزار رأیی میان حسن روحانی با محمدباقر قالیباف به‌عنوان یکی از کاندیداهای اصولگرایان. درواقع اگر اصلاح‌طلبان با عدم کنار رفتن عارف رأی خود را در سبد او می‌ریختند، چه بسا نتیجه دیگری رقم خورده بود. مصداق عینی چنین مدعایی گفت‌وگوی علی‌محمد نمازی عضو مرکزی حزب کارگزاران با خبرگزاری تسنیم است که بیان می‌دارد:« اصلاح‌طلبان باید از کاندیدای صددرصدی خود به‌جای روحانی حمایت کنند چراکه به عقیده آقای علی‌محمد نمازی آقای روحانی اصولگرایی بود که از آن جبهه فاصله گرفت و به همین دلیل از وی حمایت کردیم اما کاندیدای اصلی ما نبود.» آقای مسعود پزشکیان، نایب رییس مجلس شورای اسلامی نیز در گفت‌وگو با سایت عصر ایران گفته است: «دولت آقای روحانی اگر می‌خواهد موفق باشد باید هوای کسانی را که دولت وی را قبول دارند و برای این دولت مایه گذاشته و کار کرده‌اند داشته باشد و این یک قاعده است که باید رعایت شود».وی با بیان اینکه دولت آقای روحانی در خیلی جاها هوای افرادی را که از وی حمایت کرده‌اند نداشته گفت: «درواقع اگر ما هوای مشتری را نداشته باشیم همان مشتری بعد از مدت‌ها در دکان ما نمی‌آید، نخستین قدم آقای روحانی برای موفقیت در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده باید این باشد که هوای کسانی را که از وی حمایت کرده‌اند داشته باشد و در گام بعدی می‌توانند با کسانی که وی را قبول ندارند بنشینند و بحث کنند.»بنابراین طبیعی است که اصلاح‌طلبان بابت ائتلافی که با آقای روحانی در انتخابات داشتند ولو به قیمت انصراف کاندیدای خود وزارتخانه‌های مهمی چون کشور، اطلاعات، فرهنگ و ارشاد اسلامی و دادگستری را از رییس‌جمهور طلب کنند و چون حداقل در چهار ساله نخست به چنین هدفی نرسیدند آرام، آرام لحن خود را در سال پایانی عمر دولت یازدهم نسبت به انتقاد از دولت تندتر کرده و البته نیم‌نگاهی نیز به وقایع مرتبط با جریان اصول‌گرایی به‌ویژه در خصوص معرفی کاندیدای احتمالی‌شان داشته باشند تا اولاً با بزرگنمایی در خصوص قدرت احتمالی و میزان محبوبیت وی حامیان دولت فعلی را وادار به پذیرش خواسته‌های خود و میزان سهمشان از کابینه دولت دوازدهم نمایند و ثانیاً عیار و ارزش واقعی میزان رأی‌دهندگان وابسته به جریان خود را برای انتخابات هشت سال آینده در ورود قدرتمندانه با کاندیدای متعلق خود به دست بیاورند . همچنان‌که تئوریسین این جریان یعنی سعید حجاریان می‌گوید: باید به روحانی رای دهیم اما این رای باید همراه با انتقاد باشد. پس طبیعی است هر چه که به‌روزهای منتهی به شروع انتخابات نزدیک شویم اسامی افرادی مانند حجت‌الاسلام انصاری که در حال حاضر معاون حقوقی رییس‌جمهور است یا آقای محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه و حتی آقای بیژن زنگنه را از سوی رسانه‌های وابسته به جریان اصلاح‌طلبان در خصوص ورود به انتخابات به‌عنوان کاندیدای اصلاح‌طلبان بشنویم . به هر حال باید منتظر ماند و به حوادث پیش رو در آینده به‌ویژه تحولات مربوط به جریان اصول‌گرایان در خصوص تفاهم بر سر یک کاندیدای مشترک یا انشقاق به‌مانند گذشته، چشم بست تا انتخاباتی پرشور و با حرارت را به جهت سربلندی ایران عزیز شاهد باشیم.منبع: صبح نو